۱۳۹۳ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

طعم تلخ توهین های بانکی

سه سال پیش و زمانیکه که به پاریس آمدم در بانک سوسیته جنرال حساب باز کردم. چون دانشجو بودم برای سال اول به من اعلام کردند که هیچ کارمزدی از حسابم بر نمی دارند اما از سال دوم کم کردن مبلغ هشت یورو به طور ماهانه از حسابم کمی زور داشت.

با اذیت کردن های بانک ساختم و در چند نوبت خواستم بانکم را عوض کنم اما اینجا چون همه چیز به بانک وصل است و تو شماره حسابت را به همه جا می دهی انتقال حساب خیلی مشکل است و باید فقط یک هفته به این سازمان و آن سازمان سر بزنی تا شماره بانکی جدید را اعلام کنی.

حدود دو هفته پیش دوستی خواست تا برایش، پولی را به بروکسل بلژیک واریز کنم و مبلغ این واریز تنها ۵۰ یورو بود و باید به حساب یک سازمان معتبر بین المللی ریخته می شد. دوستم در ایران بود و بنابراین این درخواست را از من کرد. من به بانک رفتم و اعلام کردم که می خواهم چنین کاری انجام دهم. برای اینکه کار واریز را پیگیری کنم باید نام ایران هم در توضیحات انتقال پول ذکر می کردم تا کسانیکه پول را دریافت می کنند بدانند این درخواست مربوط به افراد با چه ملیتی است.

بعد از گذشت یک روز مشاور بانکم یک ایمیل کوتاه فرستاد و اعلام کرد که ما درخواست انتقال پول شما را لغو کردیم چون مربوط به ایران است.

چنان عصبانی شدم که بلافاصله جواب دادم که اصلا این مربوط به ایران نیست و تنها برای پیگیری درخواست من باید نام ایران را ذکر می کردم وگرنه شما به راحتی می توانید حسابی که پول واریز می شود را چک کنید که یک سازمان غیردولتی و مستقل و معتبر است. 

جوابی نیامد و دو روز بعد ۵۰ یورو به حسابم برگشت خورد البته همان روزی که ۵۰ یورو از حسابم برداشته شد حدود ۹ یورو هم به عنوان کارمزد انتقال کم شد اما در زمان برگشت این میزان عودت داده نشد.

اینبار یک نامه مفصل و شکایت نامه نوشتم که شما بدون اینکه به توضیحات من توجه کنید به راحتی درخواست من را کنسل می کنید. من نسبت به حقوق خودم آگاه هستم و درباره تحریم ها علیه ایران هم اطلاع دارم اما این انتقال اندک پول هیچ ارتباطی با ایران ندارد و برای یک سازمان مستقل است که سازمان ملل آن را به رسمیت می شناسد.

اینبار مشاور به یک جواب کوتاه بسنده که که می توانی دوباره امتحان کنی و یک بار دیگر کار انتقال را انجام بده و من را درجریان بگذار. حتی یک عذرخواهی هم نکرد. مهلت انتقال پول هم تمام شده بود.

همان روز تصمیم گرفتم بانکم را عوض کنم و به بانکی رفتم که کامزد ارزان تری دارد و به مشاور جدید ماجرا را گفتم. او خیلی تعجب کرد که چرا چنین رفتاری با من کرده اند.

امروز اما زورم آمد که چرا آن ۹ یورو کارمزد انتقالی که انجام نشد را پس نمی دهند. باز به مشاور ایمیل زدم که چرا کارمزد را برنمی گردانید.

تنها با این کلمات پاسخ داد: سلام. به حساب برگشت داده شد.

یعنی بعد از ده روز باید من بهش می گفتم که چرا کارمزد را پس نداده است و او بدون عذرخواهی اینگونه جواب دهد.

حال در نظر دارم تا قبل از بستن حسابم در بانک سوسیته جنرال یک نامه برای رئیس این شعبه بنویسم. حتی شاید برای رئیس بالاتر از آنها. به هیچ وجه نمی توانم نسبت به این موضوع بی تفاوت باشم.





۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

کتابخانه ژرژ پمپیدو

غیر از کتابخونه ملی فرانسه که یکبار رفته بودم دیگه به کتابخونه توی این شهر سر نزده بودم تا اینکه دیروز با یکی از دوستان با کتابخونه «ژرژ پمپیدو» آشنا شدم و مجذوبش.


جلوی در ورودی کتابخونه که توی تصویر بالا دیده میشه معمولا یک صفی هست که یکی یکی باید از گیت گذشت و وارد کتابخونه شد. فرقی نداره کجایی باشی یا چی باشی... می خوای دانشجو باش یا کارتخواب ، هر دو می توانند از این کتابخونه به طور کاملا رایگان استفاده کنند.
من هنوز همه کتابخونه را نگشتم اما دیدم در بخش تلویزیونش بسیاری از افراد فقیرتر این جامعه که اغلب لباس های مندرسی داشتند نشسته اند و گوشی به گوش در حال دیدن تلویزیون هستند اما خب افراد دیگه که دانشجو هم هستن و مثلا در خانه تلویزیون ندارند هم از این بخش استفاده می کنند.

اما بخشی که من برای خواندن زبان فرانسه رفتم بخش مولتی مدیای این مرکز بود. توی یک صف کوتاه ایستادم تا با یکی از سه متصدی آنجا حرف بزنم و بگویم چه متدی را می خواهم.
نوبتم شد و اسم کتاب را گفتم و دختری که پشت میز نشسته بود رفت و کتاب را به همراه سی دی اش آورد.
برگشت به فرانسه به من گفت :vous êtes Iranienne/ ایرانی هستی؟
گفتم : oui/ بله
بعد به فارسی خیلی آهسته گفت: خیلی از ایرانی ها دوست ندارن باهاشون فارسی حرف بزنیم.
من که کلی خوشحال و سورپرایز شده بودم گفتم چقدر خوب که ایرانی هستید.
یکهو دختر کناری اش برگشت اون هم به فارسی گفت که اولین باره میای اینجا?
من با خنده گفتم آره.
گفت بیا کار با دستگاه ها را یادت بدم.
خلاصه اینکه این مرکز کلی کتاب خودآموز زبان های مختلف را داره که به صورت آدیو و ویدئو آموزش میده ...
همه خدماتش رایگان هست
ضمن اینکه کارگاه های مکالمه زبان های مختلف هم داره که اون هم مجانی هستند.


آخر سر که اومدم کتاب و سی دی را برگردونم، یکی از دختر ایرانی ها که ازم کتاب و سی دی را تحویل گرفت پرسید به دردت خورد و من گفتم خیلی عالی بود.
بعد چند کتابخونه را بهم معرفی کرد که به طور رایگان کتاب می تونم ازشون امانت بگیرم و ببرم خونه اما خب اینجا این امکان وجود نداشت.

۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه

در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید

امضای همه تبلیغات فرهنگی اخیری که در متروی پاریس انجام می شود این است (نزدیک به این مضمون):
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید!

سیستم حمل و نقلی پاریس به نظر من سیستم تقریبا کاملی است که به تمام نقاط شهر خدمات رسانی می کند اما این سیستم گرچه به نظر می رسد ایرادات کمی داشته باشد اما نگرانی ها درباره فرهنگ استفاده از این سیستم ها مشاهده می شود.
بنابراین شهرداری پاریس با استفاده از تبلیغات فرهنگی دنبال فرهنگ سازی است.
اخیرا وقتی تبلیغات شهری مخصوصا در فضای مترو را مشاهده می کنیم این تبلیغات معنا دار دیده می شوند.
شاید افرادی که در استفاده از وسایل حمل و نقل پاریس اینگونه رفتار می کنند به خود آیند که یعنی من شبیه این حیوانات هستم؟
اما این تبلیغات چه هستند:



درباره شهرهای دیگر اطلاعی ندارم اما در مترو های پاریس صندلی های تاشویی وجود دارد که نزدیک درهای ورودی واگن های مترو است وقتی مترو شلوغ است بهتر است که مسافر متوجه شود که با ایستادن فضای بیشتری را در اختیار سایر مسافران قرار می دهد. این تصویر هم چنین وضعی را تشریح می کند. یعنی فردی را نشان می دهد که این فرهنگ را ندارد و بدون توجه به مسافران دیگر شبیه یک حیوان به راحتی در صندلی خود لم داده است.
این تبلیغ که نمادهای خطوط مترو و رنگ هاش را نشون میده و در این مورد خط 2 و 3 را نشون داده می گه: تنبلی کردی و فضای زیادی را اشغال کردی . سرزنش های دو یا سه باره دیگران روبروته.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید


این تبلیغ هم یک آدم را با کله یک گاو نشون میده که چطور وارد مترو می شود. یعنی قبل از اینکه بگذارد مسافران دیگر پیاده شوند اینگونه وارد مترو می شود و فردی که این تبلیغ را کشیده او را مصداقی از یک گاو شاخدار می نامد.
تبلیغ می گه: 5 تا آدم را مثل رم کرده ها ترسوندن نشان دهنده این نیست که زمان کسب کرده ای.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید


خط یک مترو را نشون میده و میگه یک بار آدامست را در مترو به بیرون تف کن اما حتما آدامس به کف کفش های خودت هم می چسبه. در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید.
کسی که این تبلیغ را ارائه کرده چنین افرادی را با صورت چنین حیوانی تصور کرده است.


باز هم از آیکون زرد که نشان دهنده خط یک مترو هست استفاده کرده و روی تبلیغ نوشته : یک بار از روی گیت ورودی پریدی اما مطمئن باش که جریمه اش را هم باید بپردازی.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید.
در این تبلیغ فردی که این کار را می کنه و من هم بارها شاهد چنین صحنه هایی توی متروی پاریس بودم شبیه قورباغه تصویر شده است.


اتوبوس خط 86 را نشون میده و می گه : با صدای 86 دسیبل با موبایل حرف زدی . تمام حریم خصوصی ات و دوستانت را از دست می دهی...
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی «آدم» باشید
چنین فردی مثل یک خروس هست.